.:: کوچه پس کوچه های احساس ::.
گوش هايت صداي مرا نمي شنيدند من فرياد مي زدم اين من بودم سکوت را فرياد زدم تو نمي شنيدي چون صدايم عاشقانه بود ديگر هيچ نمي گويم در سکوت من بمير
نویسنده: سارا
کسی آمد و صدایت کرد دیگر صدایم مکن کسی آمد و نگاهت کرد دیگر نگاهم مکن پشت سر قاعده یی به وسعت مکث با قی است الباقی کاریست که نکرده ایم اما باقیست می خواستی چیزی بگویی لازم نیست اصلا لازم نیست پریان که چشمانم این چنین به خشک سالی رسیده است لازم نیست اصلا لازم نیست تنها آینه را بردار و تیری رها کن آماده ام تردید مکن من زنده به گور تو ام!!
نویسنده: سارا