.:: کوچه پس کوچه های احساس ::.
سلام به همه شمایی که به من لطف دارید و این این وبلاگ را مطالعه می کنید.
خواستم پیشاپیش عید نوروز رو به همه شماها که خیلی دوستون دارم تبریک بگم.
نویسنده: سارا
مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام پس نازنينم زودتر بيا... امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم تا باز هم مثل هميشه از تو بنويسم ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه پس بي بهونه مي گم دوست دارم دلم برات تنگ شده كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من يك بار ديگه مي ديدمت هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعات قبل فرق داره مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح مي دم و به قول شاعر :تنهايي گرچه كشنده است واسه من خيلي عزيزه مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم تويي كه خود اين تنهايي رو به من هديه دادي
نویسنده: سارا
وقتی که گریه ام می گیره دلم میگه مبارکه اما به کی بگم خــــــــــدا من تو دلم زندونی ام چه روز و روزگاری منو یه دنیا بی کســـــــی می خوام تلافی نکنم حرمت دل رو می شکنن
قدر اشکاتو بدون هنوز چشات بی کلک
وقتی که گریه ام می گیره یه آسمون بارونیه
سرم وبالا می گیریم کسی جوابم نمی ده
خیلی شباست یه رهگذر به گریه هام نخندیده
شدم یه مشت خــــــــــاطره یه کوره دلواپـــســــــی
دارن به جرم سادگیم چوب حراجم می زنن
تواین ولایت غریب دل مرده ها عزیزترند
قحطی عشق عاشقاست قلبای سنگی می خرند
نویسنده: سارا