.:: کوچه پس کوچه های احساس ::.
از بهار پرسیدم عشق یعنی چه ؟ گفت تازه شکفته ام هنوز نمی دانم از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت فعلادر گرمای وجودش غرقم نمی دانم از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت در هزار رنگ آن باخته ام نمی دانم از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت سرد است و بی رنگ از مادر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی هرکس در این خانه است از پدر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی تو از خواهر پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت هنوز به آن نرسیده ام شبی از ماه پرسیدم عشق یعنی چه؟ شرمگین و خجل خود را در آغوش آسمان پنهان کرد شبی دیگر از ماه پرسیدم که عشق یعنی چه؟ماه با چهره ای باز و خندان گفت یعنی مهتاب. از خود عشق پرسیدم که آخر عشق یعنی چه ؟با تبسمی گفت یعنی مهر بی پایان به خالق هستی.
نویسنده: سارا
نویسنده: سارا