.:: کوچه پس کوچه های احساس ::.
توي يك نامه نوشتم : همه زندگيم شدي تو.....تو جوابم دادي اما : زندگي هست ، اما بي تو.....من نوشتم كه : يه روزي دل را باختم توي چشمات ... تو به من مي گي كه : اون روز هوسي بوده تو چشمات... من نوشتم كه : هوس هم ،مي تونه يه عشق پاك و شه....تو نوشتي : زندگي هم ، مي تونه بي تو بنا شه
نویسنده: سارا
آخرین بار که او را دیدم گردنبند صلیبی به او هدیه کردم گفت: من که دوستت ندارم بس چرا به من هدیه می دهی ؟! گفتم:بر سر هر گوری صلیبی می نهند این صلیب را بر گردنت بالای قلبت بیاویز زیرا آن جا گورستان عشق من است
نویسنده: سارا
پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاريست که عاشق شده است
نویسنده: سارا